تبليغاتX
نایاب

نایاب

درباره وبلاگ

دانلود برنامه جديد-موزیک-عكس.برنامه جدید موبایل-شعر-جك

دکتر شریعتی:امام حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود.افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند

دوستان و بازدید کنندگان گرامی لطفا تا لود شدن کامل صفحه صبر کنید در غیر این صورت بعضی از قسمتها و عکسهای وبلاگ به نمایش در نمیآید..


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


آرشیو موضوعی

ماهواره

عکس

موزیک

کانال جدید

دانلود نرم افزار

موبایل

لطیفه

مقاله

بازی

آپگرید انواع ریسیور

شعرهای عاشقونه

بیو گرافی

خطای چشم(حتما ببینید)

مدل لباس(خانوم ها حتما ببینند)

عکس هایی از یازیگران وخوانندگان خوشگل هندی

رپ


دوستان

سلطان مشکی

کلبه عشق

پاداش

فرزند کویر

بی رنگ تر از آینه

تنهای دیوانه

شاپرک

همه ما وارث عشقیم

موزيك جديد


پیوندهای روزانه

پسرشیراز

دیدن تلویزیون ماهواره ای


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

فروردین 1387

بهمن 1386

شهریور 1386

مرداد 1386

تیر 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

دی 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

دی 1384

مرداد 1384

تیر 1383


طراح قالب

shiraz boy


RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


www.irLearn.com

-------------------------

طلاق های معروف سينمای ايران

 

1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد.  اين فيلم آن‌قدر براي ايراني‌ها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها نمايش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روح‌انگيز سامي‌نژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سال‌هاي بعد کمي شايع‌تر شد و به يکي از ويژگي‌هاي زوج‌هاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
 با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق‌ زوج‌هاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوج‌هاي سينمايي را مي‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي‌کنند.

 

سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ
2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نمي‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌هاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سال‌ها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلم‌هاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و  امروز يكي از چهره‌هاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلم‌سازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.
 
 


مرحوم خسرو شكيبايي/تانيا جوهري
3-شايد خيلي‌ها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سال‌هاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدم‌هاي معروفي نبودند و در سال‌هاي بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شكيبايي كماكان يكي از بازيگران محبوب و سرشناس سينماي ايران است اما تانيا جوهري در سال‌هاي اخير بسيار كم‌كار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.

 


 

 آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو
4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسنده‌اي تواناست، سال‌ها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلم‌هاي علي حاتمي (سوته‌دلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازيگري توانا تبديل مي‌شد.  شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانه‌اي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيلي‌ها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت مي‌كنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفه‌اي‌شان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌هاي فعال در حيطه کاري خود هستند.

 


 

ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي
5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساخته‌ي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌كرد.
 از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوش‌ساخت «هيوا»، ساخته‌ي رسول ملاقلي‌پور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال مي‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيه‌ي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.
حالا اين روزها پس از سال‌ها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.

 

 


 

بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي
6-بابک رياحي پور يکي از معروف‌ترين نوازنده‌هاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت مي‌کند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خواننده‌هايي مثل محمد نوري و گروه‌هايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال مي‌کرد‌ه‌اند، همکاري داشته است.
مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.
 جالب  اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي مي‌كند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.

 


 

نيما بانكي/ ليلي رشيدي
7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترام‌السادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زي‌زي‌گولو» مي‌شناسيم.  اما بعضي‌ها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكس‌هاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بوده‌اند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.
ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفته‌رفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اين‌که امروزه به چهره‌اي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است.  نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهي‌هاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب ال‌سي‌دي بيرون گذاشته، ديده‌ايد.  حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي مي‌كند
.
 

 


 

يوسف مراديان  / سارا خوييني‌ها
8-  همين اواخر بود كه از سارا خوييني‌ها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفاده‌هاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش مي‌شد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي مي‌كرد.
خوييني‌ها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي مي‌كردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبلي‌شان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه مي‌دهند؛ از جمله خوييني‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلي «بي‌صدا فرياد کن» حتما ديده‌ايد.

 



فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري/ عسل بديعي
9-اين 3 بازيگر، معروف‌تر از آن هستند كه بخواهيم معرفي‌شان كنيم. فريبرز عرب‌نيا به ترتيب با آتنه فقيه‌نصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آن‌ها جدا شد.
عرب‌نيا که اغلب، او را با بازي‌هاي چشمگيرش در فيلم‌هاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر مي‌آورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه مي‌شود.  آتنه فقيه‌نصيري نيز که در فيلم‌ها و سريال‌هاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساخته‌ي کيانوش عياري، شروع شد


نوشته شده توسط فرامرز در شنبه 26 مرداد1387 ساعت 2:37 موضوع: مقاله | لینک ثابت



آهنگ جديد و بسيار زيباي محسن چاوشي به نام دلگيرم از او . با 3 كيفيت متفاوت ...

 

 

آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن یگانه به نام اند خلاف . با 3 کیفیت متفاوت ...

 

 

ورژن جديد آهنگ بسيار زيباي رضا صادقي به نام ساده بيا . با 2 كيفيت متفاوت ...

 

 

آهنگ جدید و زیبای احسان خواجه امیری به نام هم وطن . با 2 کیفیت متفاوت ...

 

 

آهنگ جدید و زیبای حامد ملک لو به نام خیانت . با 2 کیفیت متفاوت ...

 

 

آهنگ جديد و بسیار زیبای تتلو به همراهی رضایا و آرمین 2afm و طعمه به نام دلبر

Tataloo ft. Rezaya & 2afm & Tome - Delbar | www.RapSun.Com

کیفیت 128kbps / فرمت Mp3  / سایز 2.95 MB

Tataloo ft. Rezaya & 2afm & Tome - Delbar

کیفیت 64kbps / فرمت Wma  / سایز 1.49 MB

Tataloo ft. Rezaya & 2afm & Tome - Delbar

نوشته شده توسط فرامرز در سه شنبه 22 مرداد1387 ساعت 15:19 موضوع: موزیک | لینک ثابت



هنرمندان سریال ترانه مادری

عكس، بيوگرافي كوتاه و گفتگو با هنرمندان سريال موفق ترانه مادري

سريالي كه اين روزها هر شب به غير از جمعه ها مخاطبان خودش رو
پاي شبكه 3 سيما منتظر ميگذاره !
 

هما روستا

متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوق‌ليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. خانم روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. (ديوار شيشه‌اي) به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربه‌اش در زمينه سينما به حساب مي‌آيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم (ملك خاتون) از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر (شعبده‌باز) را به خود اختصاص داد.
 


دانيال حكيمي

متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاس‌هاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط مي‌شود به نمايش (فيزيكدان‌ها) به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلم‌ها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريال‌هايي نظير (خانه پدري) و (لبه تاريكي) سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقش‌هاي محوله را باورپذير ارائه مي‌كند. وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه مي‌دهد! مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگي‌هاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است.

مينا لاكاني

در سال 1351 به دنيا آمد و فارغ‌التحصيل تئاتر از دانشگاه سوره است. پس از اينكه سيمرغ بلورين جشنواره سيزدهم را كسب كرد مدتي در فعاليت هنري‌اش وقفه افتاد تا دوباره با سريال (آخرين گناه) به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده به صفحه جادويي بازگشت. او در سريال ترانه مادري نقش سميرا را ايفا مي‌كند كه رابطه‌اش با دو برادر (بهرام و پويا) ابهامي است كه در قسمت‌هاي آتي مشخص خواهد شد.

فاطمه گودرزي

متولد نوزدهم تيرماه سال 1342 در تهران است. او نيز ديپلم اقتصاد را در سال 61 كسب كرد و پس از آن دوره دو ساله تئاتر را در اداره بازيگري گذراند. همسرش عبدالرضا گنجي (کارگردان تئاتر و سینما) است. فعاليت در سيما را از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالشهای مادر بزرگ و در سينما از دو سال بعد آغاز كرد. با بازی در فیلم می خواهم زنده بمانم به كارگرداني ايرج قادري ثابت کرد که تا قبل از این توانایی هایش را نادیده گرفته بودند. دیگر فرصت نمایش توانایی هایش را پیدا نکرد تا اینکه در مجموعه تلویزیونی دردسر والدین بار دیگر ثابت کرد که همچنان توانایی هایش نادیده گرفته می شود. ايفاي نقش در فيلم (خانه خلوت) به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده در سال 1370 او را كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن و همين طور در سال 1377 كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به خاطر حضور در فيلم (جنگجوي پيروز) كرد تا بالاخره در سال 1374 اين سيمرغ را به خاطر (غزال) كسب كرد.


مصاحبه با محسن افشاني (پويا) و سياوش خيرايي (بهرام)


 

محسن افشاني، همان بچه درسخوان هميشگي !

محسن افشاني كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه بقول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خود كفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگ‌هايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبان‌هاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا مي‌كرد، ديده‌ايد. خيلي‌ها او را يك استعداد قلمبه مي‌دانند كه با اين سن مي‌توان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش مي‌گويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.

از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟
افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتم‌ها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پله‌پله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه (مادوتا) و (سلام بهار) كه قرار بود 90 تا برنامه روي آنتن برود كه تنها 60 قسمت از آن پخش شد. در جام‌جم هم برنامه زنده (بوم سفيد) را اجرا مي‌كنم.

چطور براي اين كار معرفي شدي؟
افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزه‌اي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردين ‌ماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال (كارآگاهان) به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.

متولد چه سالي هستي؟
افشاني: يازدهم فروردين
‌ماه سال 68.

پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشته‌اي؟
افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول مي‌شوم.

چرا در رشته هنري شركت نكردي؟
افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.

پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟
افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع مي‌شديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم هستند) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنمايي‌هاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيلي‌زاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.

به اندازه پويا درسخوان هستي؟
افشاني: تا قبل از اينكه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.

با چه معدلي ديپلم گرفتي؟
افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.

قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟
افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.

يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟
افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرمي‌هاي جدي من به حساب مي‌آيد.

اجرا هم...؟
افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگي‌هاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچوقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.

پيش‌تر، كار با اين گروه حرفه‌اي را تصور مي‌كردي؟
افشاني: مثل خيلي‌ها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و مي‌دانستم كه مي‌توانم خوب باشم، اما مدام فكر مي‌كنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.

به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر مي‌كنم كه چنين فرصتي به من دادند.

چند تا خواهر و برادر داري؟
افشاني: تنها يك خواهر بزرگ‌تر دارم.

خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟
افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابل ‌انكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر مي‌رفتم كارم را جدي نمي‌گرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.

بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو...؟
افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور.

 

سياوش خيرابي: دوربين هميشه خانه ما بود !

تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانه‌ها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانه‌ترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد مي‌كند، بدون اغراق مي‌توان از حالا آينده‌اي خوب را برايش متصور شد. وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفه‌اي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم (تلخون) و نيز فيلم سينمايي (حس پنهان) محدود مي‌شود. هر چند او از سال‌ها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كاري‌اش ثبت شود. در زندگي واقعي‌اش تقريبا مي‌توان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.
 

متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟
خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اينكه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جدي‌تر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار (حس پنهان) آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم. بعد از آن در تله فيلم (تلخون) به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.

براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟
خيرابي: آقاي حمزه‌اي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند.

اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش مي‌آيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت در چه چيزي است؟
خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر مي‌كنم تمام اين فيلم ديدن‌ها در ايفاي نقش به كمكم مي‌آيند، ضمن اينكه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار مي‌شد به خانه ما هم مي‌آمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر مي‌كنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيلي‌زاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم مي‌كنند.

پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و... را مي‌ديدي، فكر مي‌كردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟
خيرابي: به هيچ وجه، چنين احتمالي نمي‌دادم.

كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟
خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بوده ام، هم من و هم خانواده‌ام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديده‌ام، اما سريال (مسافر) بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نمي‌كنم.

سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟
خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه مي‌روم بالاتر باز بالاترش را طلب مي‌كنم.

خانواده‌ات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشده‌اند؟
خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال مي‌كنند.

در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن مي‌رود، در بيرون چهره شناخته شده‌اي هستي؟
خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: (پسرم از تو خوشش مياد، مي‌خواد باهات عكس بگيره). من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او مي‌ترسيدم.

او فهميده بود شاگردش بودي؟
خيرابي: نمي‌دانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.

رشته‌ تحصيلي شما؟
خيرابي: فوق‌ديپلم نرم‌افزار كامپيوتر هستم كه انشاا... مي‌خواهم براي ليسانس بخوانم .

برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟
خيرابي: يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت نادرست است بي‌توجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.


لوكيشن سريال باغ برره
!
شايد كمتر كسي باور كند خانه مادربزرگ در سريال (ترانه مادري) همان لوكيشن برره است خانه‌اي بزرگ در منطقه سعادت‌آباد كه البته مهران مديري، دو سال پيش در فصل پاييز و زمستان در آن باغ بزرگ، اين لوكيشن را مقابل دوربين برد و اين بار اين خانه بزرگ در فصل بهار و تابستان لوكيشن اين مجموعه موفق شده است.

 

نوشته شده توسط فرامرز در دوشنبه 21 مرداد1387 ساعت 0:51 موضوع: بیو گرافی | لینک ثابت



افتتاح المپيک 2008 پکن

افتتاح المپيک 2008 پکن

و ازدواج بیش از 16400 زوج چینی به ميمنت این روز

شانس آور

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
بالاخره روز موعود فرا رسيد و با توجه به شروع المپيك 2008 ، مراسم افتتاحیه المپیک پکن در ساعت 8 و 8 دقیقه و 8 ثانیه , روز 8 آگوست ماه 2008 (تقدس عدد 8 در فرهنگ چیني) با نمایشی عظیم از رقص و شادماني همراه با نورافشاني زيبا در استادیوم ملی چين موسوم به "آشیانه پرنده" در حالی که بیش از 90 هزار تماشاچی را در خود جاي داده بود آغاز گردید.

شاید جالب به نظر برسد اما مسئولین برگزاری المپیک 2008 پکن با قرار دادن روز افتتاح المپیک در روز شانس ملت چین یعنی هشتمین روز هشتمین ماه سال 2008 آنرا با فرهنگ مردم چین نیز پیوند زدند. این در حالیست که بیش از 16,400 زوج پکنی و هزاران زوج از سرتاسر چین روز ازدواج خود را به تاریخ 08-08-08 مهر نمودند . مطمئنا تاکنون اطلاع یافته اید که عدد 8 برای چینی ها شانس آور تلقی میشود . و همزمان با آن در ساعت 8 و 8 دقيقه و 8 ثانيه به وقت محلی نیز افتتاحیه المپیک بیجینگ 2008 برنامه ريزي شده بود .

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
در برنامه اي كه برگزار شد بگونه اي تاریخ و فرهنگ چین به تصویر کشیده شد و به اعتقاد کارشناسان نظم برگزار کنندگان در اجرای برنامه را میتوان نمادی از توان این کشور در هماهنگ سازی توده های عظیم مردم برای رسیدن به اهداف خود قلمداد کرد. بد نیست تصاویری از این روز دیدنی را که جلوه ویژه ای به مراسم افتتاح المپیک بیجینگ داده است را با هم ببینیم :
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


برگزيدگان ايران در مراسم افتتاح المپيك 2008 چين

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.orgگروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


نوشته شده توسط فرامرز در شنبه 19 مرداد1387 ساعت 13:18 موضوع: عکس | لینک ثابت



فرا رسیدن اعياد مبارك شعبانيه و تقارن سالروز ولادت با

سعادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)،

سردار رشید و با وفای کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)

و سید الساجدین حضرت علی ابن الحسین (ع) را به

حضور بقیه الله الاعظم حضرت ولی عصر (عج) و تمامی

مسلمین و شیعیان جهان،تبریک و تهنیت عرض می

نمایم.
 

اميدوارم اين ايام سر آغازي براي شادي ها و خوشبختي همه

شما عزيزان باشد

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


نوشته شده توسط فرامرز در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 20:43 موضوع: | لینک ثابت



.:: انحراف جنسی چیست ؟ ::.

انحراف جنسي چيست و منحرف ايراني كيست؟

انحراف جنسي در معناي عام آن رفتار و فانتزي‌هاي جنسي مخالف تصورات اخلاق عمومي است. روان‌كاوي معناي دقيق‌تر بدان مي‌بخشد و از زمان فرويد انحراف جنسي به معناي حاكميت يك حالت و بخش و فانتري جنسي بر كل فعاليت جنسي و عشقي فرد بيمار است.

يعني به جاي آن كه حالات و رفتارهاي اروتيكي، مثل تن‌نمايي به معشوق (اكسهيبيسونيست، شرمگاه‌نمايي) نگريستن عاشقانه و يا اروتيكي و يا چشم‌چراني به معشوق (وويريسم) فانتري‌ها و رفتارهاي مازوخيسيتي و ساديستي در اروتيك و عشق از گاز گرفتن معشوق تا بازي قدرت در سكس و عشق جنسي، به سان مراحل مختلف و فانتزي‌هاي مختلف يك عمل جنسي و اروتيكي و در خدمت دست‌يابي نهايي به ارگاسم و يگانگي مشترك باشند، خود را به هدف و مقصود عمل جنسي و يا در معناي كلي‌تر عمل عشقي تبديل مي‌سازند.

حتي اشكال بسيار بيمار‌گونه انحرافات جنسي از قبيل بچه‌بازي، حيوان‌بازي و يا سكس با لاشه‌ها در درون خويش حكايت از فانتزي‌هايي انساني در پي عشق و اروتيك مي‌كنند كه در مسير انحرافي و جابه‌جايي مطلوب تمنا قرار گرفته‌اند.

قدرت نگاه فرويد و روان‌كاوي اما ابتدا در اين موضوع قرار دارد كه فاصله دروغين ميان انسان سالم و انسان بيمار، ميان انسان اخلاقي و انسان منحرف جنسي را مي‌شكند و به قول فرويد و نيز ملاني كلاين نشان مي‌دهد كه انسان در واقع يك «منحرف جنسي چندگانه» است۱. زيرا يكايك ما هم علائق و رفتارهاي تن‌نمايانه، هيزچشمانه، مازوخيسيتي و ساديستي داريم و يا تكه لباس‌هايي از معشوق و يا ايده‌آل هنري خويش را مي‌پرستيم و حالات فتيشيستي (بت‌وارگي) داريم.

با اين شكاندن مرز ميان اخلاق و وسوسه و تبديل هر دو به دو قدرت انسان و به سان قدرت «فرامن» و قدرت‌هاي ضميرناآگاه انسان، روان‌كاوي گام اول مهم براي شكاندن چرخه اخلاق - وسوسه و ايجاد يك فرديت يا «من» قوي را به وجود مي‌آورد. فرديتي كه قادر است با به دست گرفتن اين قدرت‌هاي خويش در خدمت «اصل واقعيت» خويش به سعادت فردي و اروتيكي و عشقي بيشتر دست يابد و مرتب تحول يابد.

در معناي روان‌كاوي فرويد و نيز مكتب «روان‌شناسي من» دخترش آنا فرويد و ديگران، انحراف جنسي در واقع ساختاري مثل نوروز دارد و نشان مي‌دهد كه منحرف جنسي در واقع محروميت از مادر و بهشت جاودانه و قبول قانون و گذار مثبت اديپي را پذيرفته است؛ اما هنوز در خويش فانتزي‌هايي در پي بازگشت به آغوش مادر و نفي پدر دارد كه نمي‌تواند آن‌ها را تعالي و به تمناي مدرن و فردي خويش تبديل كند. تمنايي كه مرتب قابل تحول است و فانتزي‌هاي نو مي‌آفريند.

از اين رو منحرف جنسي با تثبيت در حالات ماقبل اديپالي و تكرار اين حالات مانند حالات ساديستي و تن‌نمايي در واقع در حال تكرار هراس‌هاي اديپالي خويش و فانتري‌هاي كودكانه خويش است و تا زماني كه به اين تحول و تبديل فانتزي‌ها به تمناي مدرن و فاني خويش دست نيابد، محكوم به تكرار است. زيرا او از طريق اين حالات در پي حس دوباره بهشت گمشده و تمتع نارسيستي بي‌مرز و نفي فاني بودن و نيازمند بودن به عشق و ديالوگ با ديگري است۲.

در نسل دوم روان‌شناسي ما به «روان‌شناسي خود» روان‌كاواني مثل كوهوت، كهل‌برگ و ديگران دست مي‌يابيم كه در انحرافات جنسي علائم اختلالات عميق نارسيستي و ناتواني از ايجاد يك «خود» سالم و توانا به عشق به خويش وبه ديگري را، در نتيجه روابط غلط دوران كودكي مي‌بينند.

منحرف جنسي در اين معنا در حال تكرار سناريوهاي روابط غلط قديمي با مادر و پدر و يا چون ساديست در پي ايجاد يك احساس اعتماد به نفس شكوهمند موقت و دروغين، ايجاد يك «خود» خودبزرگ‌بين بي‌نياز به غير و يا به شكل مازوخيست در پي يكي شدن با تصوير بزرگ‌شده «اولياء دروني» قوي و شكوهمند و فرار از حس پوچي و هراس دروني و غيره است۳.

در اين معنا انحراف جنسي حكايت از يك «كمبود» مي‌كند و يا به قول روان‌كاو معروف اشتولر در مواردي مثل ساديسم حكايت از «شكلي از نفرت اروتيكي» و تكرار يك كابوس كودكي خويش و نفي معشوق و تبديل ديگري به ابژه نفرت خويش مي‌كند۴.

با لكان ما وارد مرحله جديد نگاهي به انحراف جنسي مي‌شويم و در نگاه او بحث اختلال تحول دروني و اختلال روابط بروني با يكديگر به شيوه‌اي نو تركيب مي‌شوند به باور لكان منحرف جنسي مثل ساديست و مازوخيست اسير نگاه يك پدر خيالي و جبار دروني است و خويش را به ابزار بيان و ارضاي خواست‌هاي اين پدر خيالي و بي‌مرز تبديل مي‌كند و خود و ديگري را به ابژه تمتع‌هاي نارسيستي اين پدر خيالي و جبار مبدل مي‌سازد.

از اين رو او «پرورزيون» يا انحراف جنسي را به نام «پارورزيون» مي‌خواند كه در زبان فرانسوي به معناي «نماد پدر» است۵. در واقع انسان منحرف به قول لكان در مقاله معروفش «كانت و دوساد» خود را در نگاه اين «سوژه بيمار و قدرتمند» گم مي‌كند و دچار «آفانيزيسيس» مي‌شود و فرديت خويش را از دست ‌مي‌دهد۶. انسان ساديست با فراافكندن ترس‌هاي انساني خويش بر قرباني‌اش در واقع به قول لكان خويش را به يك «شيء» و اجراكننده آرزوي پدر جبار خيالي تبديل مي‌سازد.

راه رهايي از انحراف جنسي از اين‌رو رهايي از توهم خدا بودن يا بازگشت به گذشته و درك نياز خود به ديالوگ با «غير» و معشوق، رهايي از سناريوها و كابوس‌هاي كهن و از نگاه پدر جبار درون و تن دادن به جهان سمبوليك و عشق و اروتيسم فاني، قابل تحول و فردي خويش است.

مشكل اما اينجاست كه منحرف جنسي و يا در كل بيمار رواني از طريق انحراف جنسي‌اش، تمتع و خوشي‌اش را سامان مي‌دهد و بدين گونه داراي يك استحكام دروني، هر چند بيمارگونه مي‌شود. پس او از يك سو بايستي از بخشي از اين خوشي بيمارگونه و توهم خدا بودن بگذرد و از طرف ديگر قادر به تحول اشتياقات بيمارگونه خويش به تمناهاي مدرن ساديستي، مازوخيستي، فتيشيستي و غيره باشد كه تمناهايي قابل تحول و مرزدار هستند. زيرا به قول لكان تمنا و قانون دو روي يك سكه هستند.

چند نمونه از انحرافات جنسي
فرض كنيد كه در پارك قدم مي‌زنيد و ناگهان كسي از پشت درختي لخت بيرون مي‌آيد و در برابر چشمان شما به خودارضايي جنسي و يا اعمال جنسي تن‌نمايانه مي‌پردازد.

در نگاه فرويد علت عمل اين تن‌نما يا شرمگاه‌نما اين است كه او در اين لحظه ديگر بار كودك و در خيال خويش قدرتمند و بي‌مرز مي‌شود و مثل كودكي كه آلت تناسلي‌اش را به والدينش نشان مي‌دهد و از كار خويش ذت كودكانه مي‌برد، اكنون نيز اين تن‌نما بدين وسيله در حال فرار از ترس‌هاي كستراسيون و ترس از معضلات اروتيك و عشق انساني و فرار از نيازمندي به ديالوگ با ديگري است.

او با اين‌كار اما هم خويش را اسير يك حالت اروتيكي مي‌سازد و هم ناتوان از ديالوگ با معشوق و تحول در تمناي اروتيكي و عشقي خويش است. در نگاه روان‌شناسي «خود» اين تن‌نما تنها به علت ترس‌هاي اديپالي اين كار را نمي‌كند؛ زيرا او براي ارضاي خواست خويش احتياج به ترس و خشم طرف مقابل دارد و اين صحنه در واقع تكرار يك سناريو و كابوس دوران كودكي و يا ناشي از عدم شكل‌گيري يك «خود» نارسيستي سالم است. تن‌نما در اين لحظه به كمك ترس ديگران خويش را ديگر بار بزرگ و شكوهنمد و قوي و زيبا احساس مي‌كند و بر ترس‌ها و ضعفه‌هاي انساني خويش و هراس خويش از پوچي درون و ناتواني از عشق‌ورزي و ديالوگ چيره مي‌شود.

نگاه لكان ما را به درك عميق‌تر معضل تن‌نما نزديك مي‌سازد. در واقع تن‌نما دقيقاً همان لحظه كه مي‌نگرد، نيز نگريسته مي‌شود؛ اما نه تنها توسط شخص مقابل، بلكه ديگري در واقعه آينه‌اي است كه از درون آن، پدر خيالي و جبار درونش به او مي‌نگرد و او به خيال خويش در حال اجراي خواست او و برآوردن اشتياق او و يكي شدن با او از اين طريق است.

نگاه اين پدر خيالي طرف مقابل واقعي است و نه فرد ديگر. در واقع تن‌نما به زبان بيزباني با عمل خويش به اين پدر خيالي مي‌گويد:«ببين كه چگونه خواستت و اشتياقت را برآورده مي‌كنم و فرزند خلف تو هستم و جزيي از تو.»

او اين‌گونه در پي بازگشت به يگانگي با مادر و بي‌مرزي و نفي هراس‌هاي انساني خويش از ديالوگ و ارتباط انساني است كه هميشه با دلهره و عشق و ترس همراه است. زيرا هميشه فاصله‌اي ميان انسان با خود، يا انسان با «غير» وجود دارد و يگانگي هميشگي ممكن نيست؛ بلكه تنها مي‌توان مرتب به روايتي نو از بازي عشق و اروتيك و ديالوگ دست يافت. زيرا سوژه فاني و تمناي مرزدار و قانون لازم و ملزوم يكديگرند.

نظرات فرويد در باب ساديسم و مازوخيسم در طي زمان صاحب تحولاتي مي‌شود و سرانجام از سال 1920 به بعد از سه نوع مازوخيسم سالم و نيز از پيوند مازوخيسم و ساديسم با رانش مرگ سخن مي‌گويد. اما رانش مرگ ضد رانش زندگي نيست؛ بلكه در پيوند ديالكتيكي با رانش زندگي قرار دارد.

اختلالات ساديستي و مازوخيستي وقتي به وجود مي‌آيد كه اين پيوند ديالكتيكي به هم مي‌خورد. در واقع ساديست فانتزي‌هاي خويش در پي يگانگي با مادر و نفي پدر را بر مازوخيست و يا ديگري فراافكني مي‌كند و با ايجاد رابطه آقا/برده، خوب/بد در واقع هم فانتزي‌هايش را ارضا مي‌كند و هم به اسم «فرامن» اين فانتزي‌ها را تنبيه مي‌كند.

از اين رو ساديست و در حالت بدتر آن ساديست تجاوزگر و مجرم جنسي در واقع به قول لكان با اين شيوه سياه/سفيد كردن زندگي مي‌خواهد بر برزخي بودن خويش به عنوان فاعل جسماني منقسم و داراي فاصله با خويش و ديگري، بر دلهره و هراس و ميل عشق ناشي از اين فاصله و نياز به ارتباط و ديالوگ انساني خويش چيره شود و مي‌خواهد با يكي شدن با «سوژه مطلق و پدر جبار» در واقع خدا شود.

او بدين وسيله خويش را به ابزار ارضاي آرزومندي اين پدر جبار دروني و از دست دادن فرديت خويش مبتلا مي‌سازد. مازوخيست به علت احساس گناه ناشي از داشتن فانتزي‌هاي نفي پدر و بازگشت به آغوش مادر، در واقع بدن خويش را به تبلور اين فانتزي‌ها تبديل مي‌سازد و با تنبيه خويش هم به ارضاي اين خواست‌ها و هم به مجازات خويش به علت داشتن اين تمناها دست مي‌زند؛ به جاي آن كه هر چه بيشتر اين فانتزي‌ها را به عشق و اورتيك زنده و قابل به تحول و به خشم مدرن تبديل سازد.

از طرف ديگر مازوخيست با اين عمل در واقع شروع به كنترل ديگران و ساديست نيز مي‌كند. از اين رو ساديست و مازوخيست قابل دگرديسي به يكديگرند. در معناي لكاني در واقع مازوخيست با تبديل كردن جسم خويش به محل تبلور و ابراز خشونت، با زبان بي‌زباني گرفتاري‌اش در مرحله آينه و نارسيستي را نشان مي‌دهد و گويي با زبان بي‌زباني به پدر جبار درون مي‌گويد كه ببين چگونه آرزوهاي تو را برآورده مي‌كنم و از اين طريق به خوشي و تمتع دست مي‌يابد. زيرا او با قبول اين درد و اجراي خواست پدر جبار درون با او يكي مي‌شود و قادر به حس يگانگي جاودانه و قدرت و لذت بي‌مرز و رانشي است.

در اين سناريو هم ساديست و هم مازوخيست در معناي تفكر مكتب «روان‌شناسي خود» در حال تكرار كابوس‌هاي دوران كودكي و يا در پي ايجاد يك احساس بزرگي نارسيستي دروني از طريق حكم‌راني بر ديگران و يا درد كشيدن و يكي شدن با «ايماژ اوليا دروني» هستند.

مشكل اما اين است كه آن‌ها خويش و ديگري را به ابزار و ابژه و به تكرار بيمارگونه فانتزي‌هايي تبديل مي‌سازند و اين‌گونه ناتوان از دست‌يابي به درجات والاتر از تمناي عشقي و اروتيكي و بلوغ مي‌گردند.

در باب كانيباليسم كه در واقع يك عشق نارسيستي در پي يگانه شدن با معشوق است تا پدوفيلي و فتيشيسم و غيره مي‌توان به همين گونه معضلات را توضيح داد كه من اين كار را به مقالات بعدي در اين زمينه واگذار مي‌كنم كه جداگانه به هر انحراف جنسي مي‌پردازم، در كنار ديگر مقالاتم در باب بحران هويت و نقد. يا علاقه‌مندان در بخش دوم مبحثم در باب «آسيب‌شناسي هم‌آغوشي ايرانيان با اروتيسم مدرن» مي‌توانند به درك عميق‌تر اين موضوعات نائل آيند.

تحولي نو در معناي روان‌كاوانه انحراف جنسي
مسير نگاه فرويد تا لكان نمي‌توانست به جاي ديگري ببنجامد، به جز آن كه در تحول بعدي روان‌كاوي حالت تك‌روايتي نگاه به رابطه جنسي شكسته شود و تحت تأثير تحولات روان‌كاوي و جنبش‌هاي آزادي‌خواه جنسي، روابط سالم مازوخيستي و ساديستي يا فتيشيتي و غيره كه بر اساس علاقه و عشق آزادانه دو فرد صورت مي‌گيرد، به عنوان روابط سالم پذيرفته ‌شوند.

از اين رو از سال 1994 بحث‌هاي جديدي در اين زمينه شروع مي‌شود و سرانجام از سال 2000 در كتاب مرجع روان‌كاوي و روان‌پزشكي مربوط به بيماري‌هاي رواني و جسمي يعني «د.اس.ام .3 - تجديد نظر» انحرافات جنسي از دسته‌ي «اختلال فونكسيون جنسي» خارج مي‌شوند و به عنوان دسته‌ي «پارافيلي» در نظر گرفته مي‌شوند.

يعني به عنوان مثال مازوخيسم تنها وقتي بيماري محسوب مي‌شود كه شخص بيمار به شخصه از اين گرايش‌هاي خويش در عذاب باشد و حدااقل شش ماه فانتزي‌هاي مازوخيستي جنسي به شخصه ناراحت‌كننده‌اي مثل ميل مجروح كردن خويش و غيره داشته باشد۷.

در نگاه بسياري از روان‌كاوان و سكسولوگ‌ها در تحول بعدي نگاه روان‌كاوي كلاً اين دسته نيز برداشته مي‌شود و جاي خويش را به قبول يك تنوع جنسي و جنسيتي مي‌دهد كه بر اساس حق انتخاب گرايش خويش و ارتباط آزادانه و بر بستر احترام به خواست خويش و معشوق حركت و رشد مي‌كند. زيرا تنوع فانتزي و تمنا در قالب يك فانتزي حاكم نيز ممكن است و از طرف ديگر اين روابط بر اساس خواست آزادانه دو طرف است.

از اين رو ما با تمناي مرزدار و قابل تحول روبه‌رو هستيم كه روي ديگرش قانون و احترام به خواست خويش و ديگري است و نه نفي قانون و احترام به خواست خويش و ديگري و يا تكرار ابدي حالات مشابه در حالت انحراف جنسي.

مي‌توان انحرافات جنسي را از نگاه ديگري نيز سنجيد و به جاي آن كه به عمق و علت انحراف پرداخت، به سطح و حالت فانتزي جنسي و انحراف جنسي پرداخت. زندگي يك بازي عشق و قدرت است و جسم انسان به قول نگاه دلوز - گواتاري يك ماشين توليد آرزو است.

در اين بازي عشق و قدرت زندگي و توليد مداوم اشتياقات نو، انحرافات جنسي در واقع تلاش جسم براي ايجاد «بدن‌هاي بدون اندام نو» و شكستن روايات و ساختار سنتي و يا مدرن بدن ماست. هر بدن در واقع بيانگر يك روايت و يك ساختار نيز هست.

از اين رو بدن سنتي يا مدرن و يا انواع و اشكال بدن بر بستر تاريخ فردي وجود دارد و در بدن ما روايت و ساختار فردي و جمعي ما نهفته است. انحرافات جنسي در واقع لحظه «حضور تمنا و تشديد و قدرت زندگي و جسم» است و از اين رو اين فانتزي ‌ها بسيار قدرتمند و حتي سحرآميزند. آن‌ها ساختار و روايت كهن بدن را مي‌شكنند و شروع به ايجاد روايتي نو و ساختاري نو مي‌كنند.

از اين رو به قول دلوز/گواتاري مازوخيستي كه مي‌خواهد بدنش بانداژ و طناب‌بندي شود، در حال يك عمل اديپالي نيست؛ بلكه در حين اين عمل در حال لمس شدت حضور اشتياق و تمناي خويش و زندگي است و همين تمنا در حالت تحول طبيعي‌اش بايستي شروع به ايجاد تمناهاي نو كند كه از ديالوگ ميان دو نفر و دو معشوق به وجود مي‌آيد و مي‌تواند به مسيرهاي مختلف رود.

در حالت انحراف جنسي هر تمناي نو و فانتزي نو دچار اسارت در روايت كهن خير/شري سنتي يا مدرن مي‌شود و به اين شكل به خويش نگاه مي‌كند، به جاي اين كه به خويش و راهش و ايجاد تمنا و تحول نو وفادار بماند. اين «بدن بدون اندام» نو اين گونه بيمار مي‌شود و تمناي بعدي به جاي اين كه ديگر بار جسم را با «حضور تمنا و تشديد قدرت زندگي» پر سازد، عملاً خالي مي‌شود و دچار دور باطل و اسير افسون نگاه روايت كهن مي‌گردد و محكوم به تكرار مي‌گردد۸.

باري موضوع در هر حال ايجاد جسم‌هاي سمبوليك خويش و روايات فاني خويش از زندگي و عشق و اروتيك و تن دادن به تمناها و فانتزي‌هاي مختلف خويش است. زيرا درس نهايي روان‌كاوي و به ويژه روان‌كاوي لكان اين است كه فانتزي‌هاي ما، از فانتزي مازوخيستي تا نارسيستي يا فتيشيستي، در واقع تمناهاي قانون‌مند و سالمي هستند و ناتواني ما از تبديل شدن به «فاعل جسماني منقسم» فاني و قبول نيازمندي خويش به ديالوگ و به «غير»، در واقع اين فانتزي‌ها را بيمارگونه و اهريمني يا به حالت هانيبال كانيبال مدرن و بي‌مرز در مي‌آورد. مهم آري گويي به خويش و بيماري‌ها و انحرافات خويش و تبديل آن‌ها به قدرت‌هاي مدرن و فاني خويش از طريق روان‌درماني و روشنگري جنسي است.

منحرف ايراني
در واقع مهم‌ترين انحراف جنسي در فرهنگ ايراني، تبديل جسم خويش به دو بخش «اخلاق مطلق و ستم‌گر» و بخش «سگ نفس خطرناك» است. زيرا اين نگاه دوآليستي در واقع حكايت از ناتواني از دست‌يابي به مرحله ديالوگ و تلفيق فردي بشري و حكايت از گرفتاري در جستجوي يگانگي با مادر و پدر خيالي و ناتواني از ايجاد فاصله و ايجاد جهان سمبوليك و فاني خويش است.

از اين رو فرهنگ ايراني دچار يك تماميت‌خواهي و تمتع دروني و تكرار اجبارگونه است. زيرا اخلاقيات مطلق‌نگر او و وسوسه مطلق‌خواه او در واقع دو روي يك سكه هستند و هر دو در پي تمتع و لذت مطلق نارسيستي و تشنگي قدرت و تكرار رانشي خواست خويشند.

از اين رو گرفتاري در اين چرخه خطرناك وسوسه/گناه و ناتواني از ايجاد فرديت و فاصله خويش و ناتواني از ايجاد روايات نو و مدرن و متناسب با سعادت فردي و جمعي خويش از سنت و غيره، در واقع انحراف جنسي و روحي كلكتيو و علت اصلي بحران جنسي و روحي جامعه ماست.

اين تحول با آري‌گويي به جسم سمبوليك و فانتزي‌هاي خويش و توانايي پذيرش آن‌ها در جهان فردي و مدرن خويش و تبديل شدن به انواع و اشكال «جسم خندان چندلايه» و يا «فاعل جسماني منقسم لكان» ممكن است. مشكل بحث‌‌هاي ايراني در باب انحرافات جنسي و مباحث جنسي و يا حتي مبحثي مثل بحث در باب خودارضايي در واقع به دو شكل ذيل است:

۱- يا فرد گرفتار انحراف جنسي، اعتياد به خودارضايي و يا حتي فرد روشنگر، مانند برخي از نظرات آقاي هادي ناصري، هنوز به اشكال مختلف دچار هراس از جسم و فانتزي‌هاي خويش و ناتوان به گذار از هراس سنتي و گذار از چرخه وسوسه/گناه است و اين‌گونه به بازتوليد سنت و بحران كمك مي‌رساند، چه بخواهد يا نخواهد.

۲- يا نظرات مدرن و علمي مثل بحث خانم كاهن در باب «خودارضايي» يا بحث آقاي شميسا در باب «شاهدبازي در فرهنگ ايراني» قادر به بيان عميق تفاوت‌هاي فرهنگي و ايجاد راه حل‌هاي مدرن، تلفيقي و متناسب با اين فرهنگ براي عبور از بحران جنسي و ايجاد شرايط عبور از انحرافات جنسي مختلف نيستند.

براي مثال بحث خوب و مدرن خانم كاهن در باب «خودارضايي» نمي‌تواند به بيان اين موضوع بپردازد كه اعتياد به خودارضايي در جامعه ايران هم ناشي از اين چرخه وسوسه/گناه و نبود روابط سالم است و هم ناشي از رشد بحران هويتي و فروپاشي اخلاق سنتي و رشد اضطراب و فشار در جامعه.

با آن كه به خوبي به موضوع رابطه اضطراب و استمنا اشاره مي‌كند. جامعه ما مثل هميشه به شيوه افراطي سياه/سفيدي عمل مي‌كند و اكنون به اصطلاح از اوج معنويات ستمگر گذشته به قهقراي حالت مصرفي افراطي امروزي در حال افتادن است.

اين فرهنگ با تكرار خطاي مداومش از حالت كاهن و عارف ضد جسم گذشته به حالت عارف و كاهن لجام‌گسيخته امروزي تبديل مي‌شود كه نمادش را در اعتياد به خودارضايي و بيماري‌هاي انحرافي و غيره در جامعه نيز مي‌بينيم. نمادش را در عشق تراژيك گذشته و عشق پوچ و مصرفي در حال رشد امروزي مي‌بينيم و يا تلاش براي شكاندن هر مرز و قانوني.

از اين رو يكايك ما نيروهاي مدرن نيز در مسير دست‌يابي به اروتيسم و عشق مدرن خويش و يا نگاه مدرن خويش، محكوم به گذار از اين تمتع و چرخه نارسيستي مطلق‌گرا و يا محكوم به نفي تحول مدرن خويش هستيم. مي‌توان در نگاه بسياري از هنرمندان معاصر ايراني و در عرصه اروتيسم و عشق مدرن نمودهاي اين خودبزرگ‌بيني نارسيستي جديد و در واقع تكرار سنت قديمي مطلق‌نگري را ديد كه من در دو كتاب اينترنتي‌ام به نام «هم‌آغوشي جان و روان ايراني با اروتيسم مدرن و پسامدرن» در تقريباً 250 صحفه با تشريح نظرات بسياري از هنرمندان معاصر، اين معضلات و تكرار خطاي گذشته و ناتواني از دست‌يابي به گذار نهايي و خلاقيت هنري چندلايه بهتر را نشان مي‌دهم۹.

راه عبور از اين وضعيت دقيقاً روشنگري جنسي و آري‌گويي به جسم و بيان راه‌هاي عبور از بحران جنسي متناسب با تحولات كشور است.

تلاش براي تبديل كردن اين خودارضايي بيمارگونه و مالامال از احساس گناه به درك و توانايي ارضاي تمناي اروتيكي خويش و خودارضايي سالم خويش از يك سو و از سوي ديگر كمك به رشد ايجاد فرديت قادر به عبور از اين حالات مطلق‌خواهانه است كه مي‌تواند هم به افراد امكان يافتن اروتيسم و عشق سالم و نيز ايجاد تحول فردي و فرهنگي را دهد.

چنين فرديت سالم و قادر به عبور از مطلق‌گرايي ايراني و قادر به ديالوگ با خويش و ديگري، مي‌تواند به اشكال مختلف به معضلات قشرهاي مختلف پاسخ دهد. چنين روان‌كاو مدرن ايراني مي‌تواند در پاسخ به بيماران مسلمان خويش (با توجه به اين كه در روايت كنوني از اسلام، خودارضايي براي آن‌ها مكروه و يا حرام قلمداد مي‌شود) بگويد: «كه اين حالات آن‌ها بيان‌گر نيازمندي عميق دروني آن‌ها به اروتيسم وعشق سالم و نيز به يك فرديت قوي و قادر به ديالوگ مدرن است.»

از اين رو از يك سو به آن‌ها پيشنهاد كند كه در حد امكانات مذهبي خويش مانند ازدواج موقت و غيره به تمناهاي خويش تن دهند و هم اگر ديگر بار دچار اين حالات شدند، خويش را سرزنش نكنند و راه حلي مدرن و متناسب با شرايط خويش بياببند و بدون زنجيرزني اخلاقي خويش، براي درمان به روان‌درماني تن دهند.

اين گونه اين روان‌كاو و سكسولوگ مدرن متناسب با شرايط و متناسب با تحولات قشرهاي مختلف، راه حل‌هاي مختلف مطرح مي‌كند و يا كمك به ايجاد چالش و گفتمان مدرن در اين زمينه ميان نيروهاي مختلف و يافتن راه ‌هاي تحول مختلف مي‌كند.

يك نمونه آن طرح من در باب «ازدواج موقت و روشن‌گري جنسي» و يا پيشنهادم براي ايجاد بحث عميق‌تر در اين زمينه در سايت زمانه و در ميان نگاه‌هاي مختلف اسلامي، علمي و كارشناسان مختلف است. اين بحث اوليه زمينه خوبي براي اين مسير چالش مدرن آينده است.

با چنين نگاهي نيز بر خلاف دكتر شميسا مي‌توان ديد كه شاهدبازي ايراني، نمادي از همجنس‌خواهي نيست و همجنس‌خواهي به قول فوكو محصول دوران مدرن است. شاهدبازي ايراني جايگزين شدن پسر به جاي دختر به علت محدوديت ايران، همراه با حالات همواروتيك و نيز حالات «بچه‌بازي» ايراني است و دقيقاً در مرحله مدرنيت ايراني اين شاهدبازي هرچه بيشتر به لواط‌گري و تجاوز به كودكان تبديل مي‌شود. در كنار آن نيز مسير دوآليسم همجنس‌خواهي/دگرجنس‌خواهي مدرن در حال رشد است كه بايستي جداگانه بررسي شود.

نظرات خانم افسانه نجم‌آبادي در اين زمينه‌ها بسيار جالب و قابل تمعق است. از اين رو بچه‌بازي ايراني هم ناشي از نبود روابط سالم اروتيكي و عشقي ميان دو جنس است و هم نمادي از معضل بحران هويتي و جنسي از سوي ديگر. اين بچه‌بازي امروز هم تكرار كابوس دوران كودكي به عنوان قرباني است و هم فرافكني خواست‌هاي همواروتيك خويش و يا باصطلاح ايراني فانتزي ‌هاي مفعولانه خويش بر ديگران.

از سوي ديگر «شاهدبازي» كهن و بچه‌بازي امروزي در واقع تلاش ديگربار براي بازگشت به بهشت كودكانه و مادرانه و ديگر بار خدا بودن و يكي بودن با ديگري است. زيرا اين بچه‌ها و شاهدان به دليل ظرافت روحي و جسمي‌شان در واقع به تبلور ميل «وحدت وجود» ايراني تبديل مي‌شوند و بنابراين تعجبي هم ندارد كه در خانقاه‌ها و ميان عرفا و يا پادشاهان نقشي قوي بازي كرده‌اند و يا به محض بالغ شدن و ريش درآوردن قدرت و جذاببت جنسي خويش را از دست مي‌دادند و اكنون خود به فاعل تبديل مي‌شدند.

مشكل جامعه ما گرفتاري مداوم در اين دو حالت «كاهن و عارف اخلاقي و يا عاشق روح‌مند و هراسان از جسم» مطلق‌گرا و حالت متقابلش يعني «كاهن و عارف لجام‌گسيخته و بدون مرز» و دگرديسي مداوم و تراژيك آن‌ها در اشكال مسخ‌شده سنتي، مدرن يا پسامدرني است. چيرگي بر اين دو حالت بدون آري‌گويي به فرديت جسماني خويش و بدون ايجاد اروتيسم و عشق مدرن ايران و قبول فاني بودن و نيازمندي خويش به ديالوگ در عشق و اروتيك غيرممكن است.

از اين رو يكي از كارهاي ديگر من، تلاش براي ايجاد اين مفاهيم مدرن عشق و اروتيسم ايراني در مباحثي مثل آفوريسم‌هاي روان‌كاوي/فلسفي «اسرار مگو» است كه در لينك ذيل نمونه‌اي از آن در باب مبحث اروتيسم مي‌تواند خواننده علاقه‌مند به اين مباحث بخواند تا به تفاوت نگاه من و نقد نگاه من بهتر نائل آيد۱۰.

باري به باور من راه درست و مدرن، ايجاد اين روايات نو و مدرن و فاني از اروتيسم و عشق مدرن و چندلايه ايراني و رهايي از اين چرخه كاهن اخلاقي/كاهن لجام‌گسيخته است كه ايجادگر فرديت و جهان مدرن و فرهنگ سالم و زمينه‌ساز پيش‌گيري از انحرافات جنسي و تجاوزات جنسي در كنار ساختارهاي حقوقي و قانوني است.

اين عاشقان و عارفان زميني آري‌گوي به جسم سمبوليك خويش و قادر به ديالوگ، ايجادگران جهان رنگارنگ اروتيسم و عشق زميني ايراني‌اند و پايان‌دهندگان به بحران كنوني. بي آن كه بخواهيم بگوييم كه با اين تحول براي هميشه بحران و يا انحراف جنسي از بين خواهد رفت. زيرا هر انحراف جنسي و يا بيماري رواني داراي هسته‌اي غير قابل تفسير است كه علامت آزادي بشري است و بايستي به قول لكان و ژيژك او را چون خود دوست داشت و گاه به گاه به او اجازه بيان سحر و راز خويش
داد.

نوشته شده توسط فرامرز در جمعه 11 مرداد1387 ساعت 1:46 موضوع: مقاله | لینک ثابت



.:: استودیوی دیجیتالی مجازی آهنگ با Fruity Loops Studio Producer Edition 8.0 ::.

Fruityloops Studio که با نام اختصارى FL Studio نیز خوانده می شود، یک نرم افزار آهنگ سازی است که جزء خانواده Sequencer ها محسوب می شود. همان طور که می دانید از Sequencer ها به منظور ساخت موسیقى هاى ریتمیک استفاده می شود. بصورت خیلى ساده و مختصر روش کار در یک Sequencer به این گونه است که شما الگو هاى مختلفى (که در واقع هر کدام یک قطعه موسیقى مى باشند) را مى سازید و از کنار هم قرار دادن آن ها موسیقى نهایى ایجاد می شود. بدین ترتیب شما یک استودیوى دیجیتال مجهز را در کامپیوتر خود خواهید داشت و توسط آن مى توانید هر نوع سبک موسیقى را خلق کنید.شما مى توانید با امکانات این نرم افزار قوی آهنگ هاى خود را ساخته و آن ها را در فرمت هاى WAV ، MP3،